به گزارش حیات به نقل از ایرنا، این منطقه مجموعهای کمنظیر از مزیتهای طبیعی همچون مراتع گسترده، منابع آبی، کوهستانهای برفگیر، اقلیم مطبوع تابستانی و آب و هوایی پاک را در خود جای داده است؛ در ادبیات توسعه گردشگری، چنین ترکیبی یک مزیت رقابتی محسوب میشود، مزیتی که بسیاری از مناطق جهان برای دستیابی به آن میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکنند. اما در سیلوانا این سرمایه طبیعی و خدا دادی، عملا بدون بهرهبرداری اقتصادی رها شده است.
حاشیه سد شهرچایی ارومیه تنها یک منطقه خوش منظره نیست؛ اینجا یکی از معدود مناطقی در جهان است که به داشتن خالص ترین اکسیژن در این کره خاکی از آن یاد میشود؛ در جهانی که نفس کشیدن به خودی خود یک جاذبه بی نظیر گردشگری محسوب میشود، همین ویژگی اگر در یکی از کشورهای اروپایی بود، به پایه تشکیل یک برند جهانی قدرتمند تبدیل میشد و اقتصاد یک کشور را متحول میکرد؛ اما اینجا حتی ابتداییترین امکانات لازم نیز برای گردشگران وجود ندارد.
اما نگارنده معتقد است مشکل اصلی فقط نبود بودجه و ابتدایی ترین امکانات و زیر ساختهای گردشگری نیست؛ اینها نشانههایی از یک مشکل عمیقتر است؛ مشکل اصلی نبود نگاه است؛ فقدان استراتژی مقصد است. در کشورهای موفق، ابتدا برای یک منطقه هویت تعریف میشود و سپس زیرساختها، سرمایهگذاریها و برنامههای تبلیغاتی حول آن هویت شکل میگیرند. اما در آذربایجانغربی معمولا توسعه گردشگری به نصب چند تابلو و اجرای پروژههای پراکنده تقلیل پیدا میکند و بس!
در جهان امروز، صنعت گردشگری صرفا بر پایه آثار تاریخی شکل نمیگیرد و بازار جهانی اکوتوریسم یکی از سریعترین نرخهای رشد را در صنعت گردشگری دارد و بسیاری از کشورها بخش مهمی از درآمد مناطق روستایی خود را از همین مسیر تامین میکنند؛ سیلوانا میتوانست به برند ملی «گردشگری طبیعت و سلامت» تبدیل شود و میلیونها نفر برای تجربه هوای پاک، آرامش، پیادهروی در طبیعت، دوچرخهسواری، کوهنوردی و اقامت در مناطق بکر، ماهی گیری و .... به این منطقه بهشتی از آذربایجانغربی سفر کنند اما چنان ضعفی در شناساندن این ظرفیت بی نظیر گردشگری حاکم شده که حتی اکثر مردم این استان نیز از وجود آن بی خبر هستند!
ما در آذربایجانغربی با آفت عدم برندسازی سرزمینی رو به رو هستیم که همان نیز از نگاه کلیشهای، سنتی و رفع تکلیفی مدیران ما به حوزه گردشگری حاصل شده است. نگاهی که درگیر روزمرگی شده و تیشه به ریشه گردشگری آذربایجانغربی زده است.
در دنیای امروز، مقصدی که روایت نداشته باشد، دیده نمیشود؛ بسیاری از مناطق مشهور جهان شهرت خود را مدیون بازاریابی هوشمندانه و روایتسازی هستند، نه صرفا طبیعت بهتر!
شاید بارها شنیده باشیم که مشکلات بودجهای دلیلی بر عدم شکوفایی صنعت گردشگری و ایجاد زیرساخت برای این حوزه مطرح شود، اما آیا واقعا اینگونه است؟ باید بگوییم که توسعه گردشگری در مناطقی مانند سیلوانا حتی نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین صنعتی نیز نیست. ایجاد مسیرهای طبیعتگردی استاندارد، مراکز اطلاعرسانی، اقامتگاههای بومگردی، زیرساختهای رفاهی، جشنوارههای فصلی و رویدادهای ورزشی و فرهنگی ملی و بین المللی، در مقایسه با بسیاری از پروژههای عمرانی، هزینهای بسیار کمتری دارند اما میتوانند زنجیرهای از اشتغال محلی ایجاد کنند و اقتصاد منطقه و معیشت مردم را متحول سازند.
مدیران آذربایجانغربی از اهداف تعیین کرده دولت چهارهم و استاندار آذربایجانغربی برای صنعت گردشگری فاصله زیادی دارند چرا که هنوز گردشگری را به عنوان یک صنعت راهبردی نمیشناسند؛ در حالی که بسیاری از کشورها از طبیعت به عنوان یک دارایی اقتصادی پایدار استفاده میکنند، ما همچنان آن را صرفا یک منظره زیبا میبینیم! نتیجه این نگاه، صدها منطقهای است که ظرفیت خلق ثروت، اشتغال و توسعه محلی را دارند اما در سکوت و گمنامی باقی ماندهاند.
تمامی قصورات در این حوزه را نباید متوجه اداره کل میراث ساخت؛ از ورزش و جوانان در میزبانی از رویدادهای مهم ملی و بین المللی ورزشی گرفته تا سازمان محیط زیست، آب منطقهای، معاونت سیاسی و اجتماعی استانداری، رسانهها و همه و همه زنجیر وار برای شکوفایی صنعت گردشگری این منطقه به یکدیگر متصل هستند.
معتقدم که برای شناساندن ظرفیتهای گردشگری همچون سیلوانا باید مردم را پای کار آورد؛ یک مسابقه مردمی عکاسی و اینستاگرامی، یک رویدادی ورزشی ملی و بین المللی همچون ماهی گیری و جشنوارههای مختلف فصلی، از جمله سادهترین مواردی هستند که با آسانی میتوان اجرا کرد و از ظرفیت شهروند خبرنگار برای شناساندن ظرفیتهای آذربایجانغربی و برند سازی ملی و بین المللی به ارزان ترین راه ممکن بهره برد.
سیلوانا یک نمونه است، نمونهای از فاصله میان آنچه داریم و آنچه میتوانستیم داشته باشیم؛ فاصلهای که نه از کمبود منابع طبیعی، بلکه از ضعف مدیریت، فقدان برنامهریزی بلندمدت و ناتوانی در برندسازی ملی ناشی میشود.
وقتی از فراز این سرزمین نگاه میکنی، یک سوال مدام در ذهن آدمی تکرار میشود که «اگر چنین جایی در اروپا بود، امروز چند میلیون گردشگر از آن بازدید میکرد و چه سهمی در اقتصاد آن کشور داشت؟».
انتهای پیام//
نظر شما